|
عارفانه ها |
نردبان دلم شکسته است , میشود برای من کمی دعا کنی ؟ یا اگر خدا اجازه میدهد , کمی بجای من خدا خدا کنی؟ راستش دلم مثل یک نماز بین راه , خسته و شکسته است میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفا (خدا) کنی؟ امشب شب آرزوهاست التماس دعا
[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 15:52 ] [ یلدا ]
[ ]
[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 20:36 ] [ یلدا ]
[ ]
امیدوارم در سال جدید شاد بودن و دوست داشتن برایمان راحت تر باشد؛ با خیال راحت بشود به خوشحالی فکر کرد آدم آرامی بوده و کمی بی خیال شویم ... آرزویم جمعی است، دلم می خواهد مردم خوشحال باشند بخندند دلم می خواهد بشود به آسمان با چشمان امیدوار نگاه کرد... کاش امسال بهار و پاییزش واقعی باشد در زمستانش بتوانیم ادم برفی بسازیم، برف ببارد که سرما را حس کنیم؛ همه به هم عشق بورزند و با حال بهتر و خیال راحت تری بشود از زندگی گفت، از سال نو شنید. کاش باران ببارد...
[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 23:11 ] [ یلدا ]
[ ]
شکسپیر گفت:
زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز ..
[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 12:25 ] [ یلدا ]
[ ]
امروز دیگر طاقت ندارم گویی که هرگز امیدی نیست ولی مادر به من می گوید : این دنیا همیشه اینگونه نیست پس فریاد میزنم : چرا آسمان خدا ابری نیست؟ پاسخی غران می گوید : « یک قدم تا شکفتن باقیست »
[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 8:4 ] [ یلدا ]
[ ]
مجید خراطها به بیمارستان منتقل شد.
[ چهارشنبه یکم شهریور 1391 ] [ 11:49 ] [ یلدا ]
[ ]
بلند شیم و آستین هامونو بالا بزنیم
از وبلاگ میترا جون این اطلاعیه رو خوندم و گذاشتم تو وبلاگم دوستای گلم هر کمکی از دستتون برمیاد دریغ نکنین . اوضاع تو شهرها و روستاهای زلزله زده خیلی خیلی بدتر از اون چیزیه که میبینیم و میشنویم پس وقتی یه راه مطمئن پیشنهاد میشه بهتره بلند شیم و آستینهامونو بزنیم بالا . اگه دوست داشتین اطلاع رسانی کنین
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 12:48 ] [ یلدا ]
[ ]
دلم گرم خداوندیست که با دستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد
بعدا نوشت : کسب مدال طلای مسابقه کشتی فرنگی مسابقات المپیک توسط حمید سوریان رو به شما دوستان خوبم و تموم ایرانی ها تبریک میگم
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 18:32 ] [ یلدا ]
[ ]
تقدیم به تمام عاشقان در گاه زیبای الهی اگر من جای او بودم همان یك لحظه ی اول ، كه اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبایی و زشتی ، برروی یكدگر ، ویرانه میكردم . اگر من جای او بودم كه در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،بر لب پیمانه میكردم . اگر من جای او بودم كه میدیدم یكی عریان و لرزان و دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین و آسمانرا واژگون مستانه میكردم . اگر من جای او بودم نه طاعت میپذیرفتم ،نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز كرده ،پاره پاره در كف زاهد نمایان ،سبحه صد دانه میكردم . اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یكی مجنون صحرا گرد بی سامان ،هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو ،آواره و دیوانه میكردم . اكر من جای او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه میكردم . اگر من جای او بودم بعرش كبریایی ، با همه صبر خدایی ،تا كه میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یك ناروا گردیده خواری میفروشد ،گردش این چرخ را وارونه ، بی صبرانه میكردم . اگر من جای او بودم كه میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم كش ،بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فكری ، در این دنیای پر افسانه میكردم . چرا من جای او باشم همین بهتر كه او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتكاریهای این مخلوق را دارد ، وگرنه من بجای او چو بودم ،یكنفس كی عادلانه سازشی ، با جاهل و فرزانه میكردم . عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
[ یکشنبه هشتم مرداد 1391 ] [ 15:24 ] [ یلدا ]
[ ]
هر چیزی اولیش یه طعم دیگه ای داره اولین غروب رمضان لحظه اول ربنا اولین افطار اولین دعا عزیز مهربانم دلخوشم به نیت پاک تو و دعایی که لحظه اول برایم زمزمه میکنی
[ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 12:1 ] [ یلدا ]
[ ]
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ... و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ... فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم. زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...! خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم : هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم. زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم... امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: رنگین کمانی به ازای هر طوفان لبخندی به ازای هر اشک دوستی فداکار به ازای هر مشکل نغمه ای شیرین به ازای هر آه و اجابتی نزدیک برای هر دعا جمله نهايي : عيب کار اينجاست که من "آنچه هستم" را با " آنچه بايد باشم " اشتباه مي کنم، خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم، در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم ... زنده یاد احمد شاملو
[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 ] [ 20:44 ] [ یلدا ]
[ ]
خداوند به حضرت موسی فرمود: با زبانی که گناه نکرده ای مرا بخوان تا اجابت کنم" حضرت موسی عرض کرد: کدام زبان است که گناه نکرده!؟ فرمود:تو با زبان دیگران گناه نکرده ای،بگو برایت دعا کنند. دوستان عزیزی که گذرتان به این جا می افتد، لطفا برایم دعاکنید که سخت محتاجم.
[ شنبه بیست و چهارم تیر 1391 ] [ 6:8 ] [ یلدا ]
[ ]
گوشه چشمم كه از اشك پر ميشود باز هم بغض سنگینی روی سینه ام سنگینی می کند .دستانم را به آسمان بلند می کنم. دستاني كه اگر تونخواهی هرگز نميتواند ببخشد. اگر تو نخواهي من نمي توانم. خداي من! خوب ميداني كه وقتي آرزويي در دل بنده ات جوانه ميزند، وقتي براي به بار نشستن درخت آرزويش، در طلب قطره اي آب، چشم نياز را با آب دعا تر ميكند، ديگرچشم انتظار براي اراده تو شده است!
گيرد. قافيه از توست. وزن از تو. غزل از تو. بي تو من هیچم خداوندا! چه شده كه وقتي كه يكي از بنده هايت، چيزی را طلب مي كند بي پاسخش ميگذاري؟ چه شده كه حافظ كلام تو، مرا در ميان جفاي خار هجران به صبر بلبل دعوت ميكند؟ آخر چه حكمتي است كه تشنه معرفتت را به آب وصال سيراب نميكني؟ ميداني كه نميدانم.
معبودا همچون فرزندی که تنها پناهش پدر است تنها امیدم تو هستی و فقط به شانه های گرم تو تکیه می کنم پس فقط از تو می خواهم که مرا از این آشفتگی نجات داده و خلا یتیمی را بر من پر کنی
رضاي تو كردم. اما .....
بزرگترين نعمتي كه از تو ديده ام لذتي است كه از كمك به بندگانت به من بخشيده اي و صداقت و زلال بودن را به من عطا کردی اما آخر با بی لیاقتی و مکرو ریای آنها چه كنم؟ که در جواب محبتهای خالصانه من احساس لطیف زنانه ام را ربودند و دل مهتابی مرا به پرنده ای بی روح تبدیل کردند. خدایا رسم دنیایت این است؟ چرا؟؟ زخمی را که بر قلبم زدند را چه مرهمیست؟با این گریه های شبانه چه کنم؟ آیا باز هم عجولم؟ به چه اميدي صبوري كنم؟ چقدر ناتوان شده ام چه کسی صدای شکستنم را شنید؟
خداي مهربان من. تنهايم مگذارکه تنها امیدم تو هستی
[ جمعه بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:12 ] [ یلدا ]
[ ]
وقتی پرنده ای زنده هست .... مورچه ها را می خورد وقتی می میرد .... مورچه ها او را می خورند زمانه و شرایط در هر موقعیتی میتواند تغییر کند .... در زندگی هیچ کس را تحقیر یا آزار نکنید . شاید امروز قدتمند باشید .... اما یادتان باشد زمان از شما قدرتمند تر است ...!!! یک درخت میلیون ها چوب کبریت را میسازد ... اما وقتی زمانش برسد .... فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست . پس خوب باشید و خوبی کنید
[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 10:44 ] [ یلدا ]
[ ]
بعثت، امید انسان به فردایی روشن است. بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بیحد او بر زمینیان است. بعثت پیامبر اکرم (ص) مبارک باد
[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 21:47 ] [ یلدا ]
[ ]
حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…
[ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ 8:20 ] [ یلدا ]
[ ]
در باغ " بی برگی " زادم . و در ثروت فقر غنی گشتم . و از چشمه ی ایمان سیراب شدم . و در هوای دوست داشتن ، دم زدم . و در آرزوی آزادی سر بر داشتم . و در بالای غرور ، قامت کشیدم . و از دانش ، طعامم دادند . و از شعر ، شرابم نوشاندند . و از مهر ، نوازشم کردند . و " حقیقت " ، دینم شد و راه رفتنم . و " خیر " ، حیاتم شد و کار ماندنم . و " زیبایی " ، عشقم شد و بهانه ی زیستنم ! " دکتر علی شریعتی " بعدا نوشت : فرم ثبت نام خادمین معنوی امام رضا (ع) آیا شما هم دوست دارید به جمع خادمین معنوی امام رضا (ع) بپیوندید ؟ [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 15:20 ] [ یلدا ]
[ ]
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد آدمی را همواره در پی گم شده اش ملتهبانه به هر سو می کشاند خدا ، آزادی ، هنر و دوست ، در بیابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وی کوزه ی خالی خویش را از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد ؟ " دکتر علی شریعتی "
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:16 ] [ یلدا ]
[ ]
قابل توجه آنهایی که از ساز مخالف و باد مخالف و جریان ناموافق زندگی
می نالند و نا امیدند : " باد بادک زمانی اوج میگیرد که با باد مخالف روبرو شود ... " تو میتوانی ، کافیست اراده و تلاش کنی ، امید به خدا با ماست ... ![]() [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:11 ] [ یلدا ]
[ ]
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:16 ] [ یلدا ]
[ ]
|
|
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |